رشيد الدين فضل الله همدانى

مقدمه 4

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى )

دربار آباقا خان وقتى آشكار شد كه در سال 697 به وزارت دربار ايران گمارده شد و با اين كه به طور قطع نفس مهذّب وى از فرهنگ شهرى مايه گرفته بود و انديشه‌هاى سياسيش ريشه در سنن ديرپاى حضارت داشت از نظر ادارى و مملكتدارى حامى فرمانروايى متمركز گرديد : خواجه « را در اين كار هدفى شناخته شده بود او از درخشانترين و خردمندترين انديشه‌سازان يا نظريه‌پردازان دستگاه فرمانروايى نيرومند ايلخانى به شمار مىآمد و مىخواست كه خداوندش غازان روش سياسى سلجوقيان را در پيش بگيرد . چنان كه در دستورهاى غازانى آيين سلجوقى نمودار است و آن را نمونه‌اى از سازمان درست فرمانروائى مىدانستند . خود رشيد هم بارها از نظام الملك و ملكشاه ياد كرده است » . ( گزيدهء ديباجهء خانم ا . اى . فالينا خاورشناس روس ، ترجمهء دكتر پروين منزوى ، به نقل از : سوانح الافكار رشيدى ، به كوشش محمد تقى دانش‌پژوه ، انتشارات كتابخانهء مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران ، 1358 ، ص 49 ) . انديشهء تمركز سياسى امور ملك به واقع خود داستان همهء تلاشهايى است كه تاريخ حكومتهاى ايرانى را رقم زده است و بهترين جلوه‌هاى آن در تاريخ ايران بعد از اسلام ، همانا سازمان ادارى و حكومتى سلجوقيان است كه در نوشتهء خانم فالينا از آن يادى رفته است . لازم به يادآورى نيست كه سلجوقيان نيز در اساس طرح تشكيلات حكومتى خود را از ساسانيان اتخاذ كرده بودند كه متشكلترين تنظيمات كشورى ايران پيش از اسلام را به خود اختصاص داده‌اند و فى الحقيقه وزراى نامدار و با رأى و درايت سلجوقى نيز به طور اصولى در انديشه و تلاش آن بودند كه گرده تنسيقات عمده مملكتدارى را از ايران ساسانى برداشت كنند . بارى كه خواجه قدرتمند و توانا و حليم در خلال نزديك به يك ربع قرن ايرانمدارى پراضطراب كوشش فراوانى به كار برد كه گله‌داران مغولى را با آداب جهاندارى ايرانى آشنا كند و از اقوام و قبائلى كه تنها به قصد كشتن و سوختن و بردن به اين سرزمين پهناور آمده بودند ، موجودات فهيم و مؤدبى بسازد ، آنچه كه وى در تاريخ مبارك غازانى يا بخش مهمّ و اوّلين جامع التواريخ آورده ، به درستى بيان منويات خيرخواهانهء خود اوست و بيش از هر چيز آرمانها و نيات مردمى وى را براى جلب قلوب رعيت و آبادانى ملك و ترفيه حال جامعهء علمى و ترقى طلب ايران بيان مىكند تا اين كه فرض كنيم كه به گونه‌اى رؤيائى از مغزهاى خام باديه‌نشينان زمخت و ناهموار تراوش كرده باشد .